|
::: سالروز ولادت امير خوبي ها، اميرمومنان بر شما تهنيت و فرخنده باد :::
سيزده رجب ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است. مولودي كه محبتش دلهاي عاشقان فضيلت را روشن ساخته و مولايي كه ولايتش كيمياي دگرگون ساز دلها وزندگيهاست. گنج "علی دوستی" عطيه اي الهي در قلوب شيعيان است. سيزده رجب تولد زمزم زلال عترت است. تولدي كه چشمه عبوديت را در جانهاي خفته جوشان مي كند و نورش مشعل فروزان راه رسالت نبي اكرم (ص) است.
طلوع نور خدا شد به عالم امكان ..... قدم نهاد به دنيا شهنشه خوبان چو نور حق ز پس پرده گشت او ظاهر .... ز عكس نور رخش آفتاب شد پنهان سيزده رجب آينه حق نما در طليعه خط ولايت است . عشق او آينه دل را صفا و جلا مي دهد و ولاي او مرز قبولي طاعات بندگان است . براي آشنايي هر چه بيشتر با اين امام بزرگوار مي توانيد به این قسمت مراجعه كنيد.
|
|
....::: اجرك الله يا بقیة الله :::.... شهادت بانوی دو عالم، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا(س) ساحت مقدس صاحب عصر و الزمان و تمامی شیعیان جهان تسلیت و تعزیت باد. السلام علیک ایها الصدیقة الشهیدة
اي جان جهان چه شد كه رفتي از هوش؟ بر داغ دلت چرا نهادي سرپوش؟ زهرا! تو نجات بخش ابراهيمي به آتش در چرا نگفتي خاموش؟ هنگامي كه حضرت علي(ع) بدن حضرت زهرا(س) را كفن مي كرد، وقتي كه مي خواست بندهاي كفن را ببندد صدا زد: اي ام كلثوم، اي زينب، اي سكينه، اي فضّه، اي حسن، اي حسين، هَلّمُّو تَزَوَّدوا مِن اُمِّكُم... بياييد و از ديدار مادرتان توشه برگيريد كه وقت فراق و لقاي بهشت است . حسن و حسين آمدند با آه و ناله فرياد مي زدند: اي مادر حسن، اي مادر حسين، وقتي كه به حضور جدمان رسيدي سلام ما را به او برسان، به او بگو بعد از تو در دنيا يتيم مانديم. آه، آه، چگونه شعله غم دل، از فراق پيامبر(ص) و مادرمان خاموش گردد؟ اميرمومنان مي فرمايد: من خدا را گواه مي گيرم كه فاطمه(س) ناله جانكاهي كشيد و دستهاي خود را دراز كرد و فرزندانش را مدتي به سينه اش چسباند، ناگاه شنيدم هاتفي از آسمان صدا زد: « يا اَبَالحَسَنِ اِرفِعِهما عنها لَقَد ابكيا و اللّهِ مَلائِكهُ السِّماء. »، اي ابالحسن، حسن و حسين (ع) را از روي سينه مادرشان بلند كن كه سوگند به خدا اين حالت آنها، فرشتگان آسمان را به گريه انداخت. آنگاه علي(ع) آنها را از سينه مادرشان بلند كرد. -------------------------------- 72 مجلس سوگنامه آل محمد(ص) كتابسالنامه محض یار مهربان |
|
....::: اجرك الله يا بقیة الله :::.... >>> مصیبت حضرت زهرا(س) <<< شهادت بانوی دو عالم، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا(س) ساحت مقدس صاحب عصر و الزمان و تمامی شیعیان جهان تسلیت و تعزیت باد.
عُمر در ضمن نامه ای به معاویه چنین می گوید: به فاطمه(س) که پشت در بود گفتم: اگر علی(ع) از خانه بیرون نیاید (برای بیعت) هیزم فراوانی به اینجا بیاورم و ... آنگاه تازیانه قنفذ را گرفتم و فاطمه(س) با آن زدم و به خالد بن ولید گفتم تو و مردان دیگر هیزم بیاورید و به فاطمه(س) گفتم خانه را به آتش می کشم ... همانطور دستش را بیرون آورد تا مرا از ورود به خانه باز دارد. من او را دور نمودم و با شدت در را فشار دادم و با تازیانه بر دستهای او زدم تا در را رها کند. از شدت درد تازیانه ناله کرد و گریست. ناله او به قدری جانکاه و جگرسوز بود که نزدیک بود دلم نرم شود و از آنجا منصرف گردم ولی به یاد کینه های علی(ع) و حرص او بر کشتن قریشیان (مشرک) افتادم با پای خود لگد بر در زدم ولی او همچنان در را محکم نگه داشته بود که باز نشود. وقتی که لگد بر در زدم صدای ناله فاطمه(س) را شنیدم که گمان کردم این ناله مدینه را زیر و رو کرد ... در عین حال فشار دادم، در باز شد، وقتی وارد خانه فاطمه(س) شدم با همان حال رو به روی من ایستاد. ولی شدت خشم من را به گونه ای کرده بود که گویی پرده ای در برابر چشمم افتاده است. چنان سیلی روی روپوش به صورت فاطمه(س) زدم که به زمین افتاد. |


|
>>>> صلي الله عليک <<<< يا محمد بن عبدالله(ص) ........ يا جعفر صادق(ع) **********
فرا رسيدن سالروز ولادت خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي(ص) و موسس مذهب تشيع رو محضر مقدس قلب عالم امکان و تک تک شما دوستان عزيز تبريک و تهنيت عرض می کنم . |
|
....:: آجرک الله يا بقيه الله ::.... « مصیبت امام سجاد(ع)» .....::::: بار الها به حق تبدار کربلا الساعه لباس عافیت به تن همه مریضا بفرما ::::.....
امام باقر(ع) فرمود: هنگامی که وفات پدرم فرا رسید مرا به سینه خود چسبانید و فرمود: پسر جانم بپرهیز از ستم کردن بر کسی که یاوری برای انتقام تو، جز خداوند ندارد. هنگامی که وفات امام سجاد(ع) نزدیک شد سه بار بیهوش شد و سپس دیده باز کرد و سوره واقعه و انا فتحنا را تلاوت کردند و ... بعضی نقل کرده اند: امام باقر(ع) پس از غسل گریه سختی کرد. بعضی از اصحاب او را دلداری دادند، فرمود: هنگام غسل آثار غلّ جامعه را در بدن نازنین پدرم دیدم بیاد مصائب آن حضرت هنگام اسارت افتادم ... . امام باقر(ع) فرمود: حضرت سجاد ناقه ای داشت که 22 سفر با او به حج رفته بود و حتی یک تازیانه به او نزده بود. بعد از وفات آن حضرت ما بی خبر بودیم، ناگاه یکی از خدمتگزاران آمد و گفت: ناقه بیرون رفته و کنار قبر امام سجاد(ع) زانو زده است. گردنش را به قبر می مالد و می نالد. با اینکه هنوز قبر را ندیده بود. در نقل دیگر آمده که بعد از سه روز به همان حال بود تا اینکه مرد. محض یار مهربان یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة (آمین) |
|
....:: آجرک الله يا بقيه الله ::.... « مصیبت شهادت امام حسین(ع)» .....:::: انا ابن العلی ... قتلوه عطشان ::::.....
امام حسین(ع) که تمام یارانش شهید شده بودند بعد از وداع با اهل حرم و وداع جانسوز با حضرت زینب(س) راهی میدان شد و بقدر از دشمنان کشت که عمر سعد بر قوم خود فریاد زد: وای بر شما، آیا می دانید با چه کسی می جنگید؟ این پسر کشنده عرب(یعنی علی ابن ابی طالب«ع») است. از هر سو بر او حمله کنید و در این هنگام چهار هزار کمان دار آن حضرت را هدف تیرهای خود قرار دادند. آن حضرت با این حال می جنگید. آنقدر تیر به بدن مبارکش رسیده بود که گفته اند: حَتّی صارَ کَالقُنفُذ مانند خار پشت شده بود. لشکر دشمن متوجه خیمه های حرم شدند که حضرت فریاد برآورد که « وای بر شما ای شیعیان آل سفیان اگر دین ندارید ... و پس دست کم در دنیای خود آزادمرد باشید» که لشکر به دستور شمر متوجه حضرت شدند. حضرت می جنگیدند، ظالمی شمشیری بر ران مبارک آن حضرت زد که آنحضرت از پشت اسب به زمین افتادند و طرف راست صورت مبارکشان به زمین برخورد کرد. سپس در همین حال برخاستند و به جنگ ادامه دادند. امام برخاستند و مانند شیر شجاعانه می جنگیدند. بعد آمدند کنار تا اندکی استراحت کنند. در کنار ایستاده بودند، ناگاه سنگی از جانب دشمن آمد و به پیشانی مبارک آنحضرت اصابت نمود و خون جاری شد. دامنشان را بلند کردند که خون پیشانی را پاک کنند، در این هنگام تیری سه شعبه زهر آلود آمد و بر سینه مبارک آنحضرت اصابت نمود که آنحضرت از پشت تیر را بیرون آوردند و خون مانند ناودان از آن جاری شد. در این هنگام ضعف بر بدن مبارکشان غلبه پیدا کرد و دست از جنگ کشیدند و کسی جرئت نمی کرد آخرین ضربه را بزند ... . محض یار مهربان
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة (آمین) |
|
....:: آجرک الله يا بقيه الله ::.... « مصیبت حضرت ابوالفضل(ع)» .....::::: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ::::.....
تصویر برگرفته از وبلاگ نجوا حضرت ابوالفضل(ع) بعد از شهادت برادران و یاران از امام حسین(ع) اجازه میدان گرفت و عرض کرد که سینه ام تنگ آمده و ... . حضرت فرمود: ای عباس، تو پرچمدار لشکر منی. با رفتن تو دیگر کسی را ندارم. ابالفضل(ع) اصرار کرد، امام حسین(ع) فرمود: حالا که عازم میدانی پس مقداری آب برای کودکان و تشنه لبان حرم بیاور. ابالفضل(ع) وقتی وارد خیمه مخصوص مشکها شدند دیدند که کودکان از شدت عطش شکمهای خود را به مشکهای نمدار می گذارند بلکه از عطششان کم شود. ابالفضل(ع) به آنها وعده داد که بزدوی برای شما آب خواهم آورد. حضرت به طرف شریعه رفتند و با یک حمله محاصره را در هم شکستند و خود را به شريعه رساندند و از کثرت تشنگی و خستگی همین که دست بر زیر آب آورد تا بنوشد، پس بیاد عطش امام حسین(ع) افتاد و آب نخورد و گفت: بخدا قسم آب نمی خورم در حالی که آقا و مولایم حسین(ع) تشنه است. بعد از پر کردن مشک بطرف خیمه راهی شدند. شخصی که پشت درختان خرما پنهان شده بود حمله نموده و دست راست آن حضرت را قطع نمودند. مشک را به شانه گرفتند. دست چپ را نیز قطع نمودند. آن حضرت با فداکاری مشک را به دندان گرفتند که در همین حال تیری به مشک زدند و امید آن حضرت را به یاس تبدیل مبدل کردند. یکی از لشکریان عمودی آهنین به فرق نازنین آن حضرت زد که آن حضرت به زمین افتادند و صدا زدند، برادرم، حسین مرا دریاب. امام حسین(ع) خود را به عباس رسانید و فرمود: هم اکنون پشتم شکست . قدرتم کاسته شد ... می گویند بعد از شهادت حضرت ابالفضل(ع) امام حسین(ع) عمود خیمه عباس را خوابانیدند یعنی آن حضرت شهید شدند. محض یار مهربان
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة (آمین) |
|
....:: آجرک الله يا بقيه الله ::.... « مصیبت حضرت علی اکبر(ع)»
حضرت علی اکبر(ع) اولین جوان از بنی هاشم بود که اجازه میدان را از پدر گرفت. امام حسین(ع) به او اجازه فرمودند. در حالی که نگاه مایوسانه پدر او را بدرقه می کرد(فنظر الیه نظر ایس) در لحظه ای که علی اکبر(ع) به میدان می رفت، امام رو به آسمان کرد و عرض کرد: خداوندا! تو شاهد باش که بهترین جوان و شبیه ترین شان به پیامبرت از نظر ظاهر(جسم)و اخلاق و منطق(صحبت کردن) را به طرف میدان فرستادم. هر وقت مشتاق دیدن جمال پیامبر می شدم به چهره این جوان نگاه می کردم. حضرت علی اکبر(ع) آنقدر در میدان جنگ فداکاری کرد که از هر طرف دشمنان را به خاک هلاکت می افکند ولی گرمای سوزان و سنگینی سلاح و ... او را اذیت می کرد و برای رفع عطش به خیام بازگشت. صدا زد: پدر تشنگی مرا کشت و سنگینی اسلحه مرا از پای درآورد، آیا آب در اختیار داری تا بنوشم. امام گریه نمود و فرمود: کجا آب برای من است. زبانت را بیرون بیاور و حضرت آن را به دهان خود نهاد و انگشتر خود را به او داد و فرمود: آن را در دهان خود بگذار و برو و ... علی اکبر به میدان رفت و هشتاد نفر را به هلاکت رساند که او را محاصره کردند و از هر طرف به او ضربه می زدند. شخصی ضربه سختی به فرق مبارکش زد، حضرت از شدت جراحت دست به گردن اسب انداختند و اسب هم به طرف لشکر دشمن رفت و می گویند در اثر جراحت اسب دیده نمی دیده. هر کس ضربتی به او وارد می کرد تا اینکه از اسب به زمین افتاد و پدر را صدا زد. امام خود را به او رساند و او را در آغوش گرفت و از بالای سر صورت به صورت علی گذاشته بود. وقتی سر بلند کرد محاسن شریفش از خون علی اکبر رنگین شده بود فرمودند: « علی جان بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیا ». محض یار مهربان یزید افتاد اندر قعر تاریخ ولی نام «حسین» عالم نما شد حسین جان یک نظر فرما به انوار که گریانت در این ماه عزا شد یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة (آمین) |
|
....:: آجرک الله يا بقيه الله ::.... « مصیبت حضرت علی اصغر(ع)»
؟؟؟؟؟... بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت ... ؟؟؟؟
امام حسین(ع) پشت خیام حرم آمد و فرمود: ای خواهرم کودک صغیرم را بیاور تا او را ببینم و با او وداع کنم. آن حضرت که تشنگی او را دیدند او را به طرف لشکر دشمن بردندو فرمودند: اِن لَم تَرحَمونی فَارحِموا هذا الَّضیع اما تَرَوونَهُ کَیفَ یَتلظُی عَطَشا. ای قوم من اگر به من رحم نمی کنید به این شیرخواره رحم کنید، مگر نمی بینید که از تشنگی چگونه بخود می پیچد و لبها را باز و بسته می کند. حرمله می گوید: در کربلا سه تا تیر سه شعبه زهر آلود داشتم. با یکی از آنها گلوی علی اصغر(ع) را روی دست پدرش حسین(ع) پاره کردم و با دیگری آنگاه که حسین(ع) دامن خود را بالا زد تا خون از چهره پاک کند قلب او را شکافتم و دیگری گلوی طفل دیگری بنام عبدالله بن حسن(ع) را در حالی که در دامن عمویش حسین(ع) بود پاره کردم. امام حسین(ع) دستهای خود را زیر گلوی شیرخواره گرفت و خونهای مبارکشان را بطرف بالا می ریخت. امام حسین(ع) از اسب پیاده شدند و با غلاف شمشیر قبر کوچکی را در زمین ایجاد کرد و آن کودکِ به خونِ گلو آغشته را همان جا دفن کردند. بدان ای رهرو راه حسينی اول بايد ز دست خود رها شد حسينی فکر کرد و چون حسين شد پـس از آن عــــالمی را رهنما شـد
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة (آمین) |
|
....:: آجرک الله يا بقيه الله ::.... « مصیبت حضرت قاسم(ع)» ********** امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) می فرمایند: اَلسَّلامُ عَلی مَن بَکتُهُ مَلائِکَةُ السَّماء. سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند. همین که نوبت به جانبازی قاسم(ع) رسید خدمت عموی بزرگوار آمد و اظهار آمادگی کرد. چون حضرت(ع) اظهارات قاسم را شنید، دست به دور گردن برادرزاده اش انداخت، او را در آغوش کشید و آنقدر این برادرزاده و عمو گریستند تا هر دو بی حال شدند. قاسم از عمو اجازه می گرفت و حضرت او را منع می کرد ولی قاسم(ع) با گریه و اشک اصرار می نمود و خودش را روی دست و پای عمو می انداخت و آنقدر بوسید و اصرار نمود تا اجازه میدان گرفت. سرانجام اشک ریزان بطرف میدان حرکت نمود در حالی که رجز می خواند و خود را معرفی می کرد. راوی می گوید دیدم پسری از لشکر امام حسین(ع) قدم به میدان گذاشت که صورتش مانند ماه می درخشید، پیراهن بلندی در بر و نعلینی در پا داشت. بعد از آن دلاوریهای قاسم(ع) که 35 نفر از دشمن را به خاک هلاکت افکند، ازدی گفت: چنان بر این پسر حمله کنم که او را نقش بر خاک سازم و خواهم کشت. همین ظالم شمشیری بر فرق نازنین قاسم فرود آورد که قاسم با فرقی شکافته و با صورت روی زمین افتاد. صدا زد عمو جان مرا دریاب. امام حسین(ع) فورا خود را به قاسم رسانیدند و قاتل او را مورد حمله قرار دادند که دست او قطع شد و لشکریان خواستند او را نجات دهند ولی زیر سم اسبان بدرک واصل شد. امام سر قاسم(ع) را به دامن گرفته در حالی که قاسم پای خود را به زمین می کشید، فرمود: « ای قاسم عزیز بر عمویت سخت است او را بخواهی ولی نتواند جوابت گوید و اگر بیاید نتواند برای تو کاری کند و اگر کاری کند نتیجه ای نداشته باشد!! » به هر آزاده ای کرد این سفارش نباید با ستمگر هم نوا شد برای حفظ دین و یاری حق اگر لازم شود باید فدا شد محض یار مهربان یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة (آمین) |
|
.... آجرک الله يا بقيه الله .... « مصیبت ورود امام حسین(ع) به کربلا »
امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) می فرمایند: اَسلامُ عَلَی الحُسینِ الَّذی سَمِحَت نفسَهُ بِمَهجَتِهِ. سلام بر حسین(ع)، کسی که هستی و جانش را تقدیم خدا نمود. امام حسین(ع) و همراهان سرانجام روز دوم محرم وارد سرزمین کربلا شدند. نقل شده که هنگام ورود به این سرزمین مرکب امام(ع) قدم از قدم بر نمی داشت و حدود هفت یا هشت اسب عوض نمودند، ولی هیچ کدام قدمی بر نمی داشتند. حضرت سوال کردند این زمین چه نام دارد؟ در جواب گفتند: غاضریّه، سوال فرمودند آیا نام دیگری دارد؟ عرض کردند بله، نینوا هم می گویند. باز سوال فرمودند، گفتند شاطی الفرات هم می گویند و باز پرسیدند دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند کربلا. امام تا نام کربلا را شنیدند فرمودند(بنا بر قول سید بن طاووس) « اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء» خدایا به تو پناه می برم از گرفتاری و بلای این سرزمین، سپس فرمودند: ای اصحاب من همین جا فرود آئید و پیاده شوید: « هیهنا مناخُ رِکِائنا و مَحَطُّ رِحالنا و مسفکُ دِمائنا و محلُّ قبورنا » « این جا قتلگاه ما و جایگاه ریخته شدن خون ما و جای قبر ماست » در این هنگام ام کلثوم نزد برادر آمد و عرض کرد: برادر جان این جا خطرناک است و ترس عجیبی دلم را فرا گرفته، امام فرمودند: خواهرم، هنگامی که با پدرم به جبهه صفین می رفتیم همین جا بود که پدرم نزول اجلال کرد و سر بر روی دامن برادرم گذاشت و لحظه ای خوابید، سپس بیدار شد و گریه می کرد. برادرم سوال کرد پدر جانم چرا گریه می کنی؟ فرمودند: در عالم خواب دیدم که این بیابان گویا دریایی از خون شده و حسین من در دریای خون، در حالی که هر لحظه در معرض غرق شدن بود فریاد می کرد و استمداد می طلبید ولی هیچ کس در مقام یاریش بر نیامد. آنگاه پدرم رو به من کردند و فرمودند: وقتی چنین حادثه ای پیش آمد چه خواهی کرد؟ گفتم: صبر می کنم و جز صبر کردن چاره ای دیگر ندارم. محرم آمد و یک کاروان غم دوباره وقت ذکر کربلا شد برای آنکه دین پاینده باشد چه سرهایی که از پیکر جدا شد محض یار مهربان اللهم عجل لولیک الفرج(آمین) ... التماس دعا |

« فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان را ساحت مقدس یابن الزهرا صاحب الزمان و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم »
اعمال شب آخر ذی الحجه و اول محرم ( شب آخر سال گذشته و شب اول سال جدید ) :
- اعمال شب آخر سال گذشته: روایت شده که 2 رکعت نماز خوانده شود که در هر رکعت حمد یک مرتبه، 10 مرتبه توحید و 10 مرتبه آیة الکرسی می باشد و بعد از نماز بگوید :« اللهم ما عملت فی هذه السنة من عمل نهیتنی عنه ولم ترضه و نسیته ولم تنسه و دعوتنی الی التوبة بعد اجترائی علیک اللهم فانی استغفرک منه فاغفر لی و ما عملت من عمل یقربنی الیک فاقبله منی و لا تقطع رجائی منک یا کریم »
- اعمال شب اول سال ( اول محرم ):
الف) خواندن دعای هلال هر ماه و اعمال شب اول هر ماه نو؛
1. اقلّ دعای هلال سه مرتبه الله اکبر و سه مرتبه لا اله الا الله و گفتن الحمدلله الذی اذهب شهر کذا و جاء بشهر کذا که به جای کذای اول اسم ماه گذشته و کذای دوم اسم ماه نو را ببرد. بهترین دعاهای هلال دعای 43 صفیحه سجادیه می باشد: « ایها الخلق المطیع، الدائب السریع، المتردد فی منازل التقدیر ... .
2. در شب اول هر ماه نو 2 رکعت نماز بخواند که در هر رکعت حمد و سوره انعام باشد و پس از آن از حق تعالی حاجت بخواهد که او را از هر ترس و دردی ایمن می گرداند.
3. در وقت دیدن هلال 7 مرتبه سوره حمد بخواند که امان از درد چشم است.
ب) خواندن نماز شب اول محرم: چند نماز برای این شب روایت شده است که عبارتند:
1. صد رکعت نماز در هر رکعت حمد و توحید
2. دو رکعت، در رکعت اول حمد و انعام و در رکعت دوم حمد و یس
3. دو رکعت، در هر رکعت یک مرتبه حمد و یازده مرتبه توحید، در روایت از رسول اکرم(ص) آمده است که هر که در این شب این دو رکعت نماز را به جا آورد و صبح آن را که اول سال است روزه بدارد مثل کسی است که تمام سال را مداومت به خیر کرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بمیرد به بهشت برود ( البته اگر با اعمال دیگر آن را خراب ننماید).
هر کس مرا مولا و آقایش بخواند باید علی(ع) را رهبر و مولا بداند

از پیش خود هرگز نکردم انتصابش بر خلق کرده ذات خالق انتخابش
فرا رسیدن عید ولایت و سیادت بر همه شما عاشقان و عزیزان تبریک و تهنیت باد ... علی الخصوص تبریک ویژه خدمت سادات محترم دارم ... انشالله تو این شب عزیز از خدا بخواهیم تا حکم فرج آقامون را امضا کنه و بزرگترین عیدی عمرمون را بهمون بده ... انشالله ... اللهم عجل لولیک الفرج













