|
.... آجرک الله يا بقيه الله .... « مصیبت ورود امام حسین(ع) به کربلا »
امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) می فرمایند: اَسلامُ عَلَی الحُسینِ الَّذی سَمِحَت نفسَهُ بِمَهجَتِهِ. سلام بر حسین(ع)، کسی که هستی و جانش را تقدیم خدا نمود. امام حسین(ع) و همراهان سرانجام روز دوم محرم وارد سرزمین کربلا شدند. نقل شده که هنگام ورود به این سرزمین مرکب امام(ع) قدم از قدم بر نمی داشت و حدود هفت یا هشت اسب عوض نمودند، ولی هیچ کدام قدمی بر نمی داشتند. حضرت سوال کردند این زمین چه نام دارد؟ در جواب گفتند: غاضریّه، سوال فرمودند آیا نام دیگری دارد؟ عرض کردند بله، نینوا هم می گویند. باز سوال فرمودند، گفتند شاطی الفرات هم می گویند و باز پرسیدند دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند کربلا. امام تا نام کربلا را شنیدند فرمودند(بنا بر قول سید بن طاووس) « اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء» خدایا به تو پناه می برم از گرفتاری و بلای این سرزمین، سپس فرمودند: ای اصحاب من همین جا فرود آئید و پیاده شوید: « هیهنا مناخُ رِکِائنا و مَحَطُّ رِحالنا و مسفکُ دِمائنا و محلُّ قبورنا » « این جا قتلگاه ما و جایگاه ریخته شدن خون ما و جای قبر ماست » در این هنگام ام کلثوم نزد برادر آمد و عرض کرد: برادر جان این جا خطرناک است و ترس عجیبی دلم را فرا گرفته، امام فرمودند: خواهرم، هنگامی که با پدرم به جبهه صفین می رفتیم همین جا بود که پدرم نزول اجلال کرد و سر بر روی دامن برادرم گذاشت و لحظه ای خوابید، سپس بیدار شد و گریه می کرد. برادرم سوال کرد پدر جانم چرا گریه می کنی؟ فرمودند: در عالم خواب دیدم که این بیابان گویا دریایی از خون شده و حسین من در دریای خون، در حالی که هر لحظه در معرض غرق شدن بود فریاد می کرد و استمداد می طلبید ولی هیچ کس در مقام یاریش بر نیامد. آنگاه پدرم رو به من کردند و فرمودند: وقتی چنین حادثه ای پیش آمد چه خواهی کرد؟ گفتم: صبر می کنم و جز صبر کردن چاره ای دیگر ندارم. محرم آمد و یک کاروان غم دوباره وقت ذکر کربلا شد برای آنکه دین پاینده باشد چه سرهایی که از پیکر جدا شد محض یار مهربان اللهم عجل لولیک الفرج(آمین) ... التماس دعا |
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط سلیمانی
|

